ویژگیهای داستانهای کسبوکار
همانگونه که در یکی از مقالات سایت مطرح کردیم، “داستانگویی” از مهمترین رویکردهای آموزشی در حوزه کسب و کارهاست که به اختصار دلایل تأثیرگذاری آنها از نگاه مکانیزمهای مغزی عصبی نیز ذکر گردید. بمنظور بهرهگیری از داستانها، لازم است با چند نکته مهم داستانگویی در محیطهای کسب و کار آشنا شویم. در این زمینه رفتهایم به سراغ دو محقق و صاحب کسب و کار بزرگ؛ اولی جونا سچس (Jonah Sachs) مدیر عامل Free Range Studio و نویسنده کتاب winning the story wars، و دیگری نیک مورگان (Nick Morgan) بنیانگذار Public Words و نویسنده کتاب Power Cues، تا ویژگیهای مهم یک داستان تأثیرگذار در محیطهای کسبوکار را بهتر متوجه شویم.
داستانگویی را از یک پیام آغاز کنیم
هر داستان تأثیرگذار میباید با این پرسش آغاز شود: مخاطب من کیست و پیامی که من میخواهم به آنها برسانم چه چیز است؟ به این ترتیب هرگونه تصمیمگیری در خصوص داستانمان، متأثر از پاسخهایی است که به سوالهای فوق دادهایم. سچس در این خصوص میگوید “رهبران کسب و کارها میباید از خودشان بپرسند که چه خصوصیت ویژهای را میخواهند در تیم خود القاء کنند و چگونه میتوانند آنرا بعنوان یک حرف واحد و متقاعدکننده در قالب داستان بپرورند؟ بعنوان مثال ممکن است تیم شما بهگونهای عمل کند که گویا شکستی در کار نیست (در این شرایط ممکن است با یک شکست، به قول معروف شیرازه تیم از هم بپاشد). در چنین شرایطی یک رهبر باید پیامی به تیم منتقل کند که شکست، پدربزرگ موفقیت است و مسیر هر موفقیتی ناگزیر از شکست میگذرد. یا اگر در تلاشیم که مدیر ارشد را برای پذیرفتن ریسک حمایت از پروژه قانع کنیم، میتوانیم با این پیام پیش برویم که پیشرفت بسیاری از شرکتها بر پایه مغتنم شمردن هوشمندانه همین شانسها استوار است. خلاصه آنکه برای به کرسی نشاندن حرفمان، در فرایند داستانگویی ابتدا پیام اصلی را خوب بپروریم؛ بعد برویم سراغ روش انتقال آن.
تجارب خود را کندو کاو کنیم
بهترین روایتگران داستانها، توجه ویژهای به حافظه خود و تجارب شخصیشان برای یافتن روش انتقال پیام معطوف میکنند. چه رویدادهایی در زندگی ما را متقاعد نموده که سعی داریم آنرا با دیگران به اشتراک بگذاریم؟ به لحظهای فکر کنیم که یکی از شکستهایمان، منشأ موفقیتی بوده که شاید فکرش را هم نکرده بودیم. اینها و موارد مشابه، خوراکهای خوبی برای بخشهای پردازنده عواطف و احساسات هستند. از طرف دیگر، این حکایات نشاندهنده چالشها، شکستها و موانعی هستند که رهبران بر آن غلبه کردهاند و آنها را در نظر مخاطبانشان، دسترسپذیر و معتبر ساخته است. نکته مهم آن است که طی بیان خاطرات و تجارب قبلیمان، نشان دهیم ما نیز بعنوان رهبر، میتوانیم آسیبپذیر باشیم و از این طریق، یک موجود ماورایی و فضایی! بنظر نمیرسیم.
خود را قهرمان داستان جلوه ندهیم
در حین”داستانگویی” هر یک از ما ممکن است بخشی از داستان باشیم و چه بسا بخش مهمی از داستان، اما تمرکز اصلی داستان میبایست بر روی افراد، درسآموختهها و یا وقایعی باشد که شاهد آن بودهایم، نه خودمان. یک نکته جالب توجه که میتواند اثربخشی داستان را اضافه کند این است که بهجای خود، مخاطبان/ کارکنانمان را قهرمان کنیم. این نکته را از بزرگان این حوزه به یاد داشته باشیم که هر چه که تصمیماتمان را به رخ مخاطبانمان میکشیم، آنها کمتر با ما و با پیاممان ارتباط برقرار میکنند.
داستان بدون کشمکش داستان نیست
داستانی که در آن چالش و تقلایی نیست، جذابیت ندارد. داستانگوهای حرفهای میدانند که داستان به مبارزه احتیاج دارد. از این رو نباید هیچ ابایی داشته باشیم از اینکه بگوییم مسیر پیش رو سخت است. مورگان میگوید رهبران بزرگ به کارکنانشان راه پرفراز و نشیب و دشوار پیش رو را گوشزد میکنند؛ اما یاداوری میکنند اگر دست به دست هم دهیم، لذت انتهای مسیر را همه تجربه خواهیم کرد. با این روش شما نیاز ندارید که تغییر و یا تلاش را از افرادتان انتظار داشته باشید؛ بلکه آنها خودشان در فرایند تغییر، شریک شما میشوند؛ چرا که میخواهند بخشی از این سفر باشند.
سادهگویی را از یاد نبریم
گرچه شاید فرهنگ ما تا حدودی پیچیدهپسند باشد، اما بسیاری از داستانهای موفق و به یادماندنی، ساده و بی تکلف هستند. اصلاً نباید اجازه ندهیم که جزئیاتی که هیچ ضرورتی ندارند، وارد داستانمان شوند. قاعده “هر چه سادهتر بهتر” را در ذهن همواره داشته باشیم. مثلاً هیچ ضرورتی ندارد که بگوییم در چه روزی فلان اتفاق افتاد و یا چه کفشی پوشیده بودیم. اما درعوض از روشهای هنرمندانه سعی کنیم جزئیاتی که میتواند بخشهای احساسات مخاطب را درگیر کند، استفاده کنیم. مثلا چهره یکی از اشخاص داستان وقتی برای اولین بار طعم موفقیت را چشید، میتواند جالب باشد.
داستان “داستانگویی” ما سر دراز دارد و بدینجا ختم نمیشود. با ما در ادامه این سلسله مقالات، همراه باشید.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.